تبليغاتX
خورشید مرگ
شنبه دهم اسفند 1387
پست آخر / داستان آخر

:سخن من

می خوام برم ... هیچی هم ندارم بگم . چیزی بخوام بگم اشکام را میگیره ...

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه.
بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم.فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم وزيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام به خاطر عشق ، جنگ بکن اما هيچ وقت اونو گدايي نکن

:داستان کوتاه

با توام….با تو كه زل زدي به صفحه ي مانيتور و داري اين مزخرفاتو ميخوني
چيه جا خوردي فکر کردی میخوام داستان بگم برات ؟ اونم با این حال تخمی که دارم ؟…فكر نمي كردي مجيد مهربون عرضه چرت و پرت نويسي داشته باشه..نوشتم تا بفهمي بلده …بفهمي كه اونم بلده كارايي انجام بده كه بقيه بلدن…مثل مزخرف نوشتن…مگه هميشه بايد مثل بچه ي هاي خوب نوشت…نميشه يك بارم شده دري وري گفت ؟!!..حالا كه دارم ميگم..ميخواد خوشت بياد ميخواد بدت مياد…مهم نيست….هههه اينقدر بدش ميومد وقتي ميگفتم مهم نيست !!
تويي كه داري اينوميخوني تاحالا گفتي مهم نيست ؟؟
هميشه ميگي نه…هميشه عينه ابله ها سرمونو ميندازيم پايين و ميگيم مهم نيست…چي مهم نيست ؟ اينكه عمرت داره تلف ميشه…اينكه هميشه الكي بخندي…يا اينكه خودت رو ي آدم منطقي نشون بدي ؟؟
هي با توام …تا حالا فكر كردي زياد ميفهمي ؟
بزار بهت بگم كه هيچي نميفهمي…فقط ادعات ميشه كه خيلي حاليته…وسعت نگات به اندازه ي دايراه اي كه دور خودت كشيدي..بيشترش رونميتوني بفهمي …منم اينجوريم…همش اداي آدماي عاقل رو در ميارم !!
تا حالا براي ديگران تصميم گرفتي؟
تا حالا به احساس ديگران خنديدي؟
تا حالا دوستات رو امتحان كردي؟
واي كه من چقدر از اين يه كار بدم مياد…امتحان كردن رو ميگم…يكي مثل من ، عينه خر به همه اطمينان ميكنه و بقيه …!!! باحاله نه ؟؟!!!
هي كجا ميري به اين زودي…بازم باهات كار دارمتا حالا ، احساس بي خا صيتي بهت دست داده ؟….اگه بگي نه ، يك دروغگوي ترسو هستي !
تا حالا دوست داشتي زودتر بميري ؟؟…چاخان نكن…هروقت كم مياري ميگي خدايا منو بكش !! شايدم بگي بي خيال…ولي يك بار در كل زندگيت تقاضاي مردن كرديخب آدم حسابي مگه خدا بي كار بوده تو رو درست كنه !!..حالا كه اومدي عينه آدم زندگي كن ديگه..
تا حالا شده بگي آــــــــــــــــــــــــ ــــِي سرم ؟؟
كار هر روزته نه … فكر كردي سر خودت فقط درد ميكنه … نه عزيز همه سردرد دارن..تو هم يكيش…الكي ناز نكن كه حالم بد ميشه !!
تا حالا شده بگي آــــــــــــــــــــــــ ــــي قلبم ؟
اينو نگي چي بگي … قلب خودم از همه داغون تره..همچين تيكه تيكه شده كه فكر نكنم ديگه قلبي مونده باشه !!
ميبيني همه داغونن…فقط تو نيستي كه !
تا حالا گريه كردي ؟….مي ترسي بگي آره…نترس ازت كم نميشه …. گريه هنرهگفتم هنر…ياد هنرمندان معاصر افتادم !!..مي دوني كيا رو ميگم…اونايي كه دل ميشكونن..بعدم ميگن به صلاح خودت بود !! آره بابا جون تو عاقلي و بقيه خنگ…هرچي تو ميگي اصلاً !!
تا حالا كتاب خوندي ؟…اگه نخوندي بخون…اگه خوندي هم باريكلا !!
تا حالا دست تو دماغت كردي ؟…نه بابا هنور ديونه نشدم..تا جنون كامل كلي فاصله دارم…اگه خواستي امتحان كني يه جاي خلوت اين كارو كن كسي نبينه آبروت بره !
كلي از اين “تا حالا ” ها تو ذهنم … فعلا لينا رو داشته باش تا بعد !!
راستي تا حالا به كسي گفتي كه با تمام وجود دوستش داري …من گفتم .... تو نگو ....
زيادي چرت بود ! چند روزه ناخوشم..ميخواستم اينو اينجا نزارم.. پنجره رو غبار گرفتهيه خورده هم “نبود مجید رو” تحمل كنيد

شاید بعدها . یه گوشه ای از این خیابونا صورت ماهتونو ببینم و با بیخیالی از کنارش رد بشم و نفهمم چقدر دوست داشتنی بودین . چقدر خوب بودین ...دلم براتون یه ذره میشه ...شاید گاهی چند تا قطره اشک تسکین بده این قلب وا رفته منو ....

 

موفق و پیروز باشین / یا علی

 

+ نوشته شده در 23 توسط آقا جون.
شنبه دهم اسفند 1387
بخش به بخش
 

اگر مخترع بودم :

اگر مخترع بودم دستگاهی می‌ساختم که انسان را بشورد. ایده‌ی این دستگاه وقتی به ذهنم رسید که در دستشویی نشسته بودم و خود را می‌شستم.
طرز کار: این دستگاه در دستشویی نصب می‌شود و دو سیم دارد که به دو طرف انسان وصل می‌شود و او را می‌شورد.

مهراد آشتیانی، کلاس چهارم دبستان شید راست گویان

 

رپ و مسافرت :

تو سفر میدیدم همه رپ گوش میدن ... واقعا چی داره توش نمیفهمم

اما کنجکاو شدم یکم معنیش کنم .....

از توصیه‌های آرمین 2afm به داف خویش.

خواهشاً نری با هر کسی گردش زیاد...

جالبه نه !!!

 

سلام تلوزیونی :

ضمن عرض سلام و چاپلوسی خدمت بینندگان محترم ...

 

شعر:

آه ای مسافر تمام جاده‌ها
چه ناشیانه کوچ می‌کنی از این دیار ما

 

ببخشید ها :

۱-ببخشید بی خبر رفتم

۲-ببخشید تولد مژی نبودم !

۳-ببخشید جواب نظرات دو تا پست قبلی رو کامل ندادم

۴-ببخشید دیر سر میزنم وبلاگاتون ، شایدم سر نزنم به بعضی هاتون

۵-ببخشید سوغاتی نیاوردم براتون

۶- و دیگر هیچ !!

 

عکس:

(دو تا عکس از حرم گرفتیم گفتیم بزاریم)

 

 

 

اطلاعیه : داستان کوتاه در پست بعدی ... افرادی که داستانشونو نوشتن بهم خبر بدن ...

 

 

+ نوشته شده در 11 توسط آقا جون.
یکشنبه چهارم اسفند 1387
سفر مشهد ...
 

سلام . بچه های من ساعت ۱۱ و نیم میخوام برم مشهد برای همین نمیتونم تا جمعه سر بزنم و این چند روزم شرمندم که جواب نظرات رو ندادم

جمعه برمیگردم و احتمالا تمام نظرها رو جواب میدم و داستان کوتاه هم آپ میکنم

 

التماس دعا رفقا

 

یا علی / مجید

+ نوشته شده در 10 توسط آقا جون.
پنجشنبه یکم اسفند 1387
دعوت
 

هر كجا هستي


مسير نگاهت را از من پنهان نكن


كه گم مي‌شوم و به خطا مي‌روم

 

 

پی نوشت: قراره یه داستان کوتاه بنویسم و طبق گفته امین آزاد ۵ نفرو به این کار دعوت کنم

هر کسی مایل بود تو نظرات بگه . خیلی ممنون از همتون

 

پی نوشت دوم : دوستانی که قرار بود لینک بشن سعی میکنم تا آخر امشب و یا فردا صبح لینکشون کنم . خیلی ممنون که به من لطف داشتین

 

پی نوشت آخر:قاصدک جان وبلاگت خیلی دیر برام باز میشه چندین بار هست که سر میزنم تا نظر بدم اما هر بار به مشکلی بر میخورم . من پستهای جدیدت رو خوندم اما قسمت نظراتت باز نشد ...

+ نوشته شده در 16 توسط آقا جون.
پنجشنبه یکم اسفند 1387
پنجمین نفر نبودم ...
 

دختره و من توی آسانسور بودیم، پنج طبقه فرصت داشتیم و اون هی به من لبخند می زد.
پرسیدم:
- داشتین کجا میرفتین ؟
رفته بودم پیش دوستم. شما خارجی هستین؟
-نه! مگه نمی بینی فارسی حرف می زنم؟ من ایرانی ام
آخه یه جوری هستین(و خندید)

رسیدیم به طبقه ۵
با ۴ تا پسر قرار داشت.... به همین سادگی ....

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1 توسط آقا جون.
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
هیچی نوشت !!

ای قوم خطر کرده ، کجایید کجایید / مخمور منم من ، بیایید بیایید
مخمور ِ تو ، همسایه ی دیوار به دیوار / در بادیه سرگشته ، شما در چه هوایید؟
گر صورت بی صورت ِمخمور ببینید / هم ساقی و دردی کش و پیمانه شمایید

 

پی نوشت : دلم می خواست یه شعر بند تنبونی هم ته این شعر اضافه کنم هرچی فکر کردم یادم نیومد...زندگیم زیادی سالم شده ...همه چی زیادی روبراه و درسته، کم کم داره حوصلم سر میره...

هیچی نوشت: چیز خاص برای نوشتن ندارم جز اینکه برید تمام نظرات پست قبلی روجواب دادم . بعدشم دارم به تک تکتون سر میزنم اگه مجالی بشه نظرم میدم !!!

 

 

 

+ نوشته شده در 16 توسط آقا جون.
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
مرگ !
 

لوکرز: مرگ به ما مربوط نمی‌شود، زیرا تا زمانی که ما وجود داریم، مرگی وجود ندارد و وقتی مرگ می‌آید، ما دیگر وجود نخواهیم داشت ...

 

 

+ نوشته شده در 23 توسط آقا جون.
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
زمستان بی غیرت
 

 

آسمان، آفتابت کو ؟ برادر، بند تنبانت کو؟ خواهرم، جوراب شلواری ات کو؟

 زمستان، ابهتت کو ؟

 

 

 

توضیح: راست گفتن زمین گرم تر شده ...

 

 

+ نوشته شده در 0 توسط آقا جون.
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
فکر / 22 بهمن
 

- یه میلیون میگیرم بهت میگم از اینجا چجوری فرار کنی.
- آخه اگه راست میگفتی که خودت تا حالا هزار بار فرار کرده بودی.
- اِ ... راست میگیا ... چرا به فکر ِخودم نرسیده بود ؟

 

 

پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک

توضیح:اگر فقر وبیکاری در جامعه هست اگر از جامعه ناراضی هستید، رو حساب انقلابی که شد نزارین

چون واقعا نقلابی که کردیم شاهکار تاریخ بود . فقط گاهی وقتها مشکلاتی دامن گیر ملت ها میشه ...

 

 

اسامی افراد اول در نظرات خورشید مرگ به روز شد

آتنا یک بار

ستاره***دو بار

ندا یک بار

سپیده یک بار

ستاره یک بار

 

+ نوشته شده در 2 توسط آقا جون.
ستاره***سه بار ...................سپیده سه بار .........................آتنا یک بار ...................................ندا یک بار ...........................ستاره یک بار ..............................سارا یک بار...................شکیبا دو بار.................................امین آزاد یک بار...................عشق اسمانی یک بار امکانات خورشید مرگ در پایین